نمى دانم.....

نمی دانم...

 

در آستانه ی تولد کودکی هستم که نمیدانم مرا از خودم دور می کند یا به خودم نزدیک تر...

 

قلب کوچکی درون من شروع به تپیدن کرده که نمی دانم بعد از متولد شدن در مواجهه با دنیای اطرافش پر از کینه خواهد بود یا سرشار از مهر...

 

نمی دانم کدام تپشش در کجای این جهان بزرگ و در چه زمانی به عاشقانه ها دعوتش خواهد کرد و آیا مرا در تک تک تپش هایش به یاد خواهد داشت؟؟!!

 

دست های کوچکی درونم رشد می کند که نمی دانم تا کدام صفحه ی زندگیم دست مرا خواهند گرفت و آیا می شود در لابلای انگشت هایش نشانی از نوازش هایم را دید؟؟!!

 

نمی دانم پاهای کوچکی که در درونم قد می کشند،قدم به کدام جاده خواهند گذاشت و کدام مسیر را برای کودکم بر می گزینند...!!!

 

نمی دانم هایم بیش از آنند که قلبم آرام بگیرد...

 

تنها چیزی که می دانم و آرامم می کند این است که دوستش دارم ،آنقدر که شاید بتوانم خودم را فراموش کنم...

 

می دانم که می آیی و شریک روزهای باقی مانده ی عمرم می شوی...

 

 


تاریخ : 30 مهر 1392 - 11:53 | توسط : mamani | بازدید : 682 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

این روزها

روزها سخت عاشقم...

 

عاشق خانه ام،همخانه ام...

 

و نازنینی که تا چند ماه دیگر مهمان خانه مان می شود...

 

این روزها سخت عاشقم...

 

عاشق لحظه های ناب زندگی ام

 

که این روزها

 

تک تک لحظه های زندگی ام ناب ناب است!!!

 

این روزها شاه بیت غزل هایم کودکی است که نفس نفس انتظار آمدنش را می کشم...

 

این روزها به لحظه های دو نفره مان ،گرد نقره ای می پاشیم.

 

این روزها عاشقم...

 

عاشق همین چند صباحی که از دو نفره بودنمان باقی مانده...

 

این روزها آغوشمان را صیقل می دهیم برای حضور فرشته ای که پاک است...

 

این روزها روحمان را صیقل میدهیم برای هدیه ای از سوی پروردگارمان

 

این هدیه حس پاکی است به نام:

 

♥پدر و مادر شدن♥

 

این روز ها سخت عاشقم...

 

 

 


تاریخ : 30 مهر 1392 - 11:52 | توسط : mamani | بازدید : 516 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

فرشته من....

پسر کوچولوی مامان

 

فرشته ی نازم...

 

خدا هر  روز از آسمون برا آدما فرشته می فرسته...

 

چشمم به آسمونه...

 

آخه فرشته ی منم تو راهه!!!

 

 

 


تاریخ : 30 مهر 1392 - 11:50 | توسط : mamani | بازدید : 543 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

آغاز....

عاقبت در یک شب از شب های دورکودک من پا به دنیا می نهد

 

آن زمان بر من خدای مهربان،نام شور انگیز مادر می نهد...

 

 

 


تاریخ : 29 مهر 1392 - 11:45 | توسط : mamani | بازدید : 466 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید



مشاوره، آموزش، طراحی و ساخت فروشگاه اینترنتی